ناموجود
در غروب آفتابی آرام، درست وقتی که نور خورشید آرامآرام در افق پنهان میشد، نسیم خنکی وزیدن گرفت و حال و هوای تازهای به باغچه کوچکمان بخشید. من و لیلا، دوست قدیمیام، زیر سایهٔ درختی قدیمی نشسته بودیم و به یکدیگر از داستانهای محبتی که در دل داریم سخن میگفتیم. او برایم از شور و شوق اولین عشقش حرف میزد. عشقی که بوی بینظیر و اعتیادآوری داشت. او جعبهای کوچک و زیبا را از کیفش بیرون آورد. روی جعبه با خطی خوش نوشته شده بود: عطر الا فرست لاو هینوده. با کنجکاوی نگاهی به او انداختم. لبخند بر لب داشت و با نگاهی پر از خاطره گفت: این عطری که میبینی، یادآور شیرینترین روزهای زندگیمه. هر بار که ازش استفاده میکنم، مثل اینه که دوباره برای اولین بار عاشق میشم.
با یک حرکت آرام و دلنشین، درب بطری را باز کرد. فوراً حسی از بوی ملون و ترنج با گریپفروت به مشامم رسید. طراوت و خنکای برگرفته از نتهای آبی و گلهای صد تومانی و فریزیا، حسی از تازگی و طراوت را به فضای اطراف بخشید. اما چیزی که بیشتر مجذوبم کرد، لایههای آخر نتهای چوب سدر و مشک سفید بود که در پسزمینه حس گرمایی مطبوع ایجاد میکرد.
لیلا ادامه داد: عطر الا فرست لاو هینوده، چیزی بیشتر از یک رایحه است. یک خاطره، یک داستان، یک حس عمیق از عشق و شور زندگیه. او راست میگفت. این عطر با ترکیب خاص و منحصربهفردش، نه تنها داستان عشقها را روایت میکرد، بلکه به نوعی هر بویی از آن نشان از شور و شوق زندگی میداد.
شاید به همین دلیل است که در هر بار استفاده، حس شیرینی از عشق و یادآوری روزهای خوش اولین عشق در دل هر زنی زنده میشود. و من، با هر بار استشمام آن، به این باور میرسم که بعضی رایحهها فراتر از یک عطر عمل میکنند، آنها داستانی از زندگیاند.
سایر تلفظها: الا فرست لاو هینوده, الا فرست لاو هینود, الا فرست لاو هینودی, الا فرست لاو هاینوده, الا فرست لاو هاینود, الا فرست لاو هاینودی, الا فِرست لاو هینوده, الا فِرست لاو هینود, الا فِرست لاو هینودی, الا فِرست لاو هاینوده, الا فِرست لاو هاینود, الا فِرست لاو هاینودی, الّا فِرست لاو هینوده, الّا فِرست لاو هینود, الّا فِرست لاو هینودی, الّا فِرست لاو هاینوده, الّا فِرست لاو هاینود, الّا فِرست لاو هاینودی, الّا فِرسْت لاو هینوده, الّا فِرسْت لاو هینود, الّا فِرسْت لاو هینودی, الّا فِرسْت لاو هاینوده, الّا فِرسْت لاو هاینود, الّا فِرسْت لاو هاینودی, ایلا فرست لاو هینوده, ایلا فرست لاو هینود, ایلا فرست لاو هینودی, ایلا فرست لاو هاینوده, ایلا فرست لاو هاینود, ایلا فرست لاو هاینودی, اِلّا فِرست لاو هینوده, اِلّا فِرست لاو هینود, اِلّا فِرست لاو هینودی, اِلّا فِرست لاو هاینوده, اِلّا فِرست لاو هاینود, اِلّا فِرست لاو هاینودی, اِلّا فِرسْت لاو هینوده, اِلّا فِرسْت لاو هینود, اِلّا فِرسْت لاو هینودی, اِلّا فِرسْت لاو هاینوده, اِلّا فِرسْت لاو هاینود, اِلّا فِرسْت لاو هاینودی, اِلّا فَرسْت لاو هینوده, اِلّا فَرسْت لاو هینود, اِلّا فَرسْت لاو هینودی, اِلّا فَرسْت لاو هاینوده, اِلّا فَرسْت لاو هاینود, اِلّا فَرسْت لاو هاینودی, اِللا فَرسْت لاو هینوده, اِللا فَرسْت لاو هینود, اِللا فَرسْت لاو هینودی, اِللا فَرسْت لاو هاینوده, اِللا فَرسْت لاو هاینود, اِللا فَرسْت لاو هاینودی, الّا فَرسْت لاو هینوده, الّا فَرسْت لاو هینود, الّا فَرسْت لاو هینودی, الّا فَرسْت لاو هاینوده, الّا فَرسْت لاو هاینود, الّا فَرسْت لاو هاینودی, الّا فِرست لاو هینوده, الّا فِرست لاو هینود, الّا فِرست لاو هینودی, الّا فِرست لاو هاینوده, الّا فِرست لاو هاینود, الّا فِرست لاو هاینودی, الا فِرسْت لاو هینوده, الا فِرسْت لاو هینود, الا فِرسْت لاو هینودی, الا فِرسْت لاو هاینوده, الا فِرسْت لاو هاینود, الا فِرسْت لاو هاینودی, اِلا فَرسْت لاو هینوده, اِلا فَرسْت لاو هینود, اِلا فَرسْت لاو هینودی, اِلا فَرسْت لاو هاینوده, اِلا فَرسْت لاو هاینود, اِلا فَرسْت لاو هاینودی
عالی
خوب
معمولی
بد
افتضاح
دارمش
قبلاً داشتمش
میخوامش
زمستان
بهار
تابستان
پاییز
روز
شب
خیلی ضعیف
ضعیف
متوسط
قوی
خیلی قوی
ضعیف
متوسط
قوی
بسیار قوی