ناموجود
در یک صبح بهاری، مهتاب در کنار پنجره نشسته بود. کتابی روی زانویش باز بود، اما ذهنش به جای دیگری سفر کرده بود؛ جایی که یادآور خاطرات خوش و نابی بود. از دورانی که همه جا عطر کومپليسِس د اُم رِسگاته اِيزا ژکیتی پیچیده بود. این عطر با شکوه و بانویانهای که به هر لحظهاش روح میداد.
مهتاب به گذشته رفت، به اولین باری که این عطر را استشمام کرد. رایحه سیب سبز و هلوی تازه، زنده و شاداب بود. هر بار که این عطر به مشامش میرسید، حس شور و انرژی را در وجودش زنده میکرد. دیگران نیز نمیتوانستند در برابر این سحر مقاومت کنند. البته، این تنها آغاز داستان بود.
رایحهای که به زودی با بوی فریزیا و یک ادویه ملایم دارچین همراه میشد. این ترکیب درمیانه روز، تحرک و طراوت دیگری را به ارمغان میآورد. مهتاب حس میکرد وقتی این لایه از عطر ظاهر میشود، او به یک دنیای اسرارآمیز و پر رمز و راز وارد شده است.
با نزدیک شدن به غروب، نتهای گرم و دلپذیر وانیل، سرو و مشک به آهستگی ظاهر میشدند. محیط را آرام و دلنشین میکردند. این نتها حس پایداری و لطافت به پایان روز میبخشیدند، و هر لحظه را به دوبارهزیستن دعوت میکردند.
عطر کومپليسِس د اُم رِسگاته اِيزا ژکیتی همیشه همراه لحظات ویژه زندگی مهتاب بود. او این عطر را همچون پیامی از آرامش و زیبایی به همراه داشت، و هر بار که از آن استفاده میکرد، داستانی جدید را برای خود مینوشت. این عطر بیش از یک رایحه، پلی به گذشته و سفری به آیندهای ناب بود. هر بار که در ذهنش به این لحظات سفر میکرد، شکوه و زیبایی زندگی را دوباره تجربه میکرد.
سایر تلفظها: کومپليسِس د اُم رِسگاته اِيزا ژکیتی, کومپليسِس د اُم رِسگاته اِيزا جکیتی, کومپليسِس د اُم رِسگاته اِيزا ژکوئیتی, کومپليسِس د اُم رِسگاته اِيزا جکوئیتی, کومپليسِس د اُم رِسگاته اِيزا ژوکیتی, کومپليسِس د اُم رِسگاته اِيزا جوکیتی, کومپليسِس د اُم رِسگاته اِيزا جیکیتی, کومپليسِس د اُم رِسگاته اِيزا ژیکیتی, کومپليسِس دو اوم رِسگاته اِيزا ژکیتی, کومپليسِس دو اوم رِسگاته اِيزا جکیتی, کومپليسِس دو اوم رِسگاته اِيزا ژکوئیتی, کومپليسِس دو اوم رِسگاته اِيزا جکوئیتی, کومپليسِس دو اوم رِسگاته اِيزا ژوکیتی, کومپليسِس دو اوم رِسگاته اِيزا جوکیتی, کومپليسِس دو اوم رِسگاته اِيزا جیکیتی, کومپليسِس دو اوم رِسگاته اِيزا ژیکیتی, کومپليسِس دِ ام رِسگاته ايزا ژکیتی, کومپليسِس دِ ام رِسگاته ايزا جکیتی, کومپليسِس دِ ام رِسگاته ايزا ژکوئیتی, کومپليسِس دِ ام رِسگاته ايزا جکوئیتی, کومپليسِس دِ ام رِسگاته ايزا ژوکیتی, کومپليسِس دِ ام رِسگاته ايزا جوکیتی, کومپليسِس دِ ام رِسگاته ايزا جیکیتی, کومپليسِس دِ ام رِسگاته ايزا ژیکیتی, کومپليسِس دو ام رسگاته ايزا ژکیتی, کومپليسِس دو ام رسگاته ايزا جکیتی, کومپليسِس دو ام رسگاته ايزا ژکوئیتی, کومپليسِس دو ام رسگاته ايزا جکوئیتی, کومپليسِس دو ام رسگاته ايزا ژوکیتی, کومپليسِس دو ام رسگاته ايزا جوکیتی, کومپليسِس دو ام رسگاته ايزا جیکیتی, کومپليسِس دو ام رسگاته ايزا ژیکیتی, کومپليسِس د اُم رِسکاته اِيزا ژکیتی, کومپليسِس د اُم رِسکاته اِيزا جکیتی, کومپليسِس د اُم رِسکاته اِيزا ژکوئیتی, کومپليسِس د اُم رِسکاته اِيزا جکوئیتی, کومپليسِس د اُم رِسکاته اِيزا ژوکیتی, کومپليسِس د اُم رِسکاته اِيزا جوکیتی, کومپليسِس د اُم رِسکاته اِيزا جیکیتی, کومپليسِس د اُم رِسکاته اِيزا ژیکیتی, کومپليسِس دو اوم رِسکاته اِيزا ژکیتی, کومپليسِس دو اوم رِسکاته اِيزا جکیتی, کومپليسِس دو اوم رِسکاته اِيزا ژکوئیتی, کومپليسِس دو اوم رِسکاته اِيزا جکوئیتی, کومپليسِس دو اوم رِسکاته اِيزا ژوکیتی, کومپليسِس دو اوم رِسکاته اِيزا جوکیتی, کومپليسِس دو اوم رِسکاته اِيزا جیکیتی, کومپليسِس دو اوم رِسکاته اِيزا ژیکیتی, کومپليسِس دِ ام رِسکاته ايزا ژکیتی, کومپليسِس دِ ام رِسکاته ايزا جکیتی, کومپليسِس دِ ام رِسکاته ايزا ژکوئیتی, کومپليسِس دِ ام رِسکاته ايزا جکوئیتی, کومپليسِس دِ ام رِسکاته ايزا ژوکیتی, کومپليسِس دِ ام رِسکاته ايزا جوکیتی, کومپليسِس دِ ام رِسکاته ايزا جیکیتی, کومپليسِس دِ ام رِسکاته ايزا ژیکیتی, کومپليسِس دو ام رسکاته ايزا ژکیتی, کومپليسِس دو ام رسکاته ايزا جکیتی, کومپليسِس دو ام رسکاته ايزا ژکوئیتی, کومپليسِس دو ام رسکاته ايزا جکوئیتی, کومپليسِس دو ام رسکاته ايزا ژوکیتی, کومپليسِس دو ام رسکاته ايزا جوکیتی, کومپليسِس دو ام رسکاته ايزا جیکیتی, کومپليسِس دو ام رسکاته ايزا ژیکیتی
عالی
خوب
معمولی
بد
افتضاح
دارمش
قبلاً داشتمش
میخوامش
زمستان
بهار
تابستان
پاییز
روز
شب
خیلی ضعیف
ضعیف
متوسط
قوی
خیلی قوی
ضعیف
متوسط
قوی
بسیار قوی