ناموجود
روز گرم تابستانی بود که محمد در کنار ساحل قدم میزد. او همیشه عاشق عطرهایی بود که حال و هوای تازهای به روزهایش میدادند. در همان حال که موجهای آبی دریا به ساحل برخورد میکردند، از دور بویی به مشامش رسید که مردانه و ملایم بود. بویی از خیار تازه، ملون و رایحههای مرکباتی محصورکننده. این بود که او را به سمت خودش کشاند.
محمد به نزدیکی محل عبور باد کنار دریا رفت. نفسی عمیق کشید و حس کرد این رایحه میتواند همدم همیشگیاش باشد. او به یاد آورد که این عطر که به نام عطر ریزرو روم نوتریمتیکس شناخته میشود، یکی از پیشنهادهای دوستش بود. عطری که به واسطه ترکیب نتهای دریایی و شکوفههای پرتقال، حس سبکبال و سبکی را به ارمغان میآورد.
آن روز، با بستن چشمهایش و گوش سپردن به نوای دریا، او خود را در میان یک باغ سرسبز و معطر یافت. نتهای سبز و چوب خسخس، بوی مشک سفید و چوب صندل به آرامی محیط را پر کرد اين عطر او را به دنیایی دیگر میبرد؛ دنیایی که در آن آرامش و تازگی حرف اول را میزند. هیچچیز نمیتوانست لحظههای او را کاملتر کند.
محمد تصمیم گرفت به خانه برود و این عطر را به کلکسیونش اضافه کند. او میدانست که هر بار اسپری این عطر، او را به همان لحظههای بینظیر ساحلی بازخواهد گرداند. عطر ریزرو روم نوتریمتیکس همواره یادآور روزی است که در کنار دریا گذراند؛ روزی که بوی تازگی زندگی و آرامش را با خود داشت.
سایر تلفظها: ریزرو روم نوتریمتیکس, ریزرو روم نوتریمیتیکس, ریزرو روم ناتریمتیکس, ریزرو روم نوتریمتیکز, ریزرو روم نوتریمیتیکز, ریزرو روم ناتریمتیکز, رزرو روم نوتریمتیکس, رزرو روم نوتریمیتیکس, رزرو روم ناتریمتیکس, رزرو روم نوتریمتیکز, رزرو روم نوتریمیتیکز, رزرو روم ناتریمتیکز, ریزروو روم نوتریمتیکس, ریزروو روم نوتریمیتیکس, ریزروو روم ناتریمتیکس, ریزروو روم نوتریمتیکز, ریزروو روم نوتریمیتیکز, ریزروو روم ناتریمتیکز, رزروو روم نوتریمتیکس, رزروو روم نوتریمیتیکس, رزروو روم ناتریمتیکس, رزروو روم نوتریمتیکز, رزروو روم نوتریمیتیکز, رزروو روم ناتریمتیکز, رزرود روم نوتریمتیکس, رزرود روم نوتریمیتیکس, رزرود روم ناتریمتیکس, رزرود روم نوتریمتیکز, رزرود روم نوتریمیتیکز, رزرود روم ناتریمتیکز
عالی
خوب
معمولی
بد
افتضاح
دارمش
قبلاً داشتمش
میخوامش
زمستان
بهار
تابستان
پاییز
روز
شب
خیلی ضعیف
ضعیف
متوسط
قوی
خیلی قوی
ضعیف
متوسط
قوی
بسیار قوی