ناموجود
داستان از جایی شروع میشود که سارا در میان شلوغیهای روزمره به دنبال چیزی خاص و متفاوت بود. برای او عطرها تنها زینتی نبودند بلکه هر عطر دنیایی جداگانه و منحصر به فرد را برایش خلق میکرد. او به دنبال عطری بود که بتواند هم برای خودش و هم برای همسرش خاطرهساز باشد.
یک روز که در حال مرور صفحات اینترنتی بود، با نامی جدید مواجه شد: عطر لگسی 1953. چیزی در توضیحات این عطر او را به خود جذب کرد؛ شاید گروه بویایی این عطر که چوبی شرقی بود و همهجانبه حس جادوی مشرقزمین را برایش تداعی میکرد.
عطر لگسی 1953 تنها عطری نبود که هر روزه میبینید. وقتی سارا نخستین بار آن را اسپری کرد، نتهای آغازین زعفران و لادنوم به او خوشآمد گفتند، عطری که با لطافت و گرمایی دلنشین در مشامش جا باز کرده بود. او به خود گفت این همان چیزی است که دنبالش میگشتم.
در ادامه، نت میانی پوست غان سیاه به تدریج خود را نشان داد و حال و هوای چوبی و دودی به محیط افزود. سارا حس کرد در یک جنگل عمیق ایستاده است، جایی که هر رایحه صدها داستان برای گفتن دارد.
نتهای پایه که به تدریج ظاهر شدند و بوی خوش بنزوئین و آگار را به مشامش آوردند، او را به یاد یک عصر خنک پاییزی انداخت. لحظهای که همه چیز با نظم و هماهنگی خاصی در کنار هم قرار گرفته بود.
عطر لگسی 1953 نه تنها توانست نیاز سارا را برآورده کند، بلکه او را به دنیایی پر از حس و رازهای ناشناخته برد. او به تصمیمی رسید؛ این عطر هم همراه خودش خواهد بود و هم به عنوان هدیهای بینظیر برای همسرش. این همان عصری بود که هر دو میتوانستند با هم به اشتراک بگذارند؛ تجربهای که نه تنها رایحهای داشت بلکه داستانی برای گفتن داشت.
سایر تلفظها: هزار و نهصد و پنجاه و سه لگسی, هزار و نهصد و پنجاه و سه لِگسی, هزار و نهصد و پنجاه و سه لِگِسی, هزار و نهصد و پنجاه و سه لِگَسی, هزار و نهصد و پنجاه و سه لِگَسی, نوزده پنجاه و سه لگسی, نوزده پنجاه و سه لِگسی, نوزده پنجاه و سه لِگِسی, نوزده پنجاه و سه لِگَسی, نوزده پنجاه و سه لِگَسی, نوزده صد و پنجاه و سه لگسی, نوزده صد و پنجاه و سه لِگسی, نوزده صد و پنجاه و سه لِگِسی, نوزده صد و پنجاه و سه لِگَسی, نوزده صد و پنجاه و سه لِگَسی
عالی
خوب
معمولی
بد
افتضاح
دارمش
قبلاً داشتمش
میخوامش
زمستان
بهار
تابستان
پاییز
روز
شب
خیلی ضعیف
ضعیف
متوسط
قوی
خیلی قوی
ضعیف
متوسط
قوی
بسیار قوی