در یک روز بهاری، هنگامی که نسیم ملایم از لابهلای درختان عبور میکرد، امیر تصمیم گرفت که به ساختمان قدیمی در مرکز شهر برود؛ جایی که همیشه عطرهای نایابی یافت میشد. او به دنبال یک عطر خاص بود، عطری که همزمان هم به او و هم به همسرش بپردازد. او میخواست که این عطر نه تنها بویی منحصر به فرد داشته باشد، بلکه داستانی برای گفتن داشته باشد.
وقتی وارد عطر فروشی ژوسه پارفوم شد، امیر به سرعت نگاهش به بطری زیبا و خاصی افتاد. نام آن آفریکن کوئین بود. این نام جادویی بلافاصله او را مجذوب کرد. او تصور کرد که چه بویی ممکن است پشت این اسم پنهان باشد. آیا واقعاً میتواند کوئین آفریقا را در ذهنش تصور کند؟
کشوی عطر را باز کرد و با اولین استشمام، نوتهای ابتدایی لیمو، بادام و شکلات تلخ به مشامش رسید. چه ترکیب شگفتانگیزی! احساس کرد که تمام افقهای جدیدی در معرض دید او باز میشود. نوتهای میانی یاسمین و رز بلغاری، زیبایی و طراوت را به او هدیه داد؛ انگار در باغی پوشیده از گلهای خوشبو گام برمیداشت.
امیر برای لحظهای چشمانش را بست و خود را در مزرعهای پراکنده با دانههای تونکا و پاچولی در کنار باد خنک تصور کرد. با هر تنفسی، عطری جدید و متفاوت احساس میشد. از شیرینی لطیف و نتهای مرکباتی، تا تلخی لذتبخش شکلات و گرمای ادویهای.
این عطر نه تنها برای زنان و مردان، بلکه برای هر کسی که جرات دارد متفاوت باشند، مناسب است. او دریافت که عطر آفریکن کوئین ژوسه پارفوم واقعاً یک سلطنتی آفریقایی است؛ با طعمی شیرین، بادامی و گرم که مناسب برای هر پوستی است.
امیر بیدرنگ تصمیم گرفت این عطر را بخرد. او مطمئن بود که این عطر، با جادوی خاص خود، همواره او و همسرش را در آغوشی معطر و بیپایان خواهد نگه داشت.