صبحی تابستانی در حاشیه یک باغ گرمسیری، بوی مدیترانهای همزمان با نسیمی خنک در فضا پخش شد. مردی شیکپوش، آماده ورود به روزی جدید، در حالی که زنجیره ساعت خود را مرتب میکرد، یک بطری شیشهای از عطر آنورس۲ اولریش لنگ را برداشت. این عطر به سرعت به انتخاب همیشگی او تبدیل شده بود.
با اولین اسپری، بوی ریحان و لیمو آمالفی با یکدیگر درآمیخت و فضایی تازه و زنده را ایجاد کرد. لاین و سرو، در کنار فلفل و ترنج، نتهای ابتدایی این عطر را بال و پر دادند. مرد حس کرد که در میان باغی پوشیده از گلهای رنگارنگ قدم میزند. روئجب و سدر ویرجینیا او را به دنیای دیگری بردند.
قدم به اتاق نهارخوری گذاشت. دوستان قدیمی در انتظار او بودند. هر یک نگاهی به او انداختند و از بین لبخندهای گرم آنها، احساس کرد که حضورش به واسطه عطر آنورس۲ اولریش لنگ تحت تاثیر قرار گرفته است. لیلیوم، وتیور و یاس در میان نتهای میانی، هالهای از گلهای سفید را ایجاد کرده بودند. زنبق و چوب صندل نیز به آن عمق و سنگینی خاصی داده بودند.
او به خوبی میدانست که قدرت این عطر به پایان نمیرسد. تنباکو وانیل و مشک در نتهای پایانی، اثری ماندگار و گرم بر جای میگذارند. کهربا و کهنهچوب، جوهره مردانهای را تقویت میکردند. دوستان او نمیتوانستند از بوی منحصر به فرد و ماندگار این عطر دست بردارند.
مرد به خود میبالیداین عطر نهتنها روز او را بهبود بخشیده بود، بلکه دنیای او را بالاتر از آنچه بود، کرده بود. این عطر به یادآورنده لحظات ناب و روزهایی پر از ماجراجویی و انرژی مثبت شده بود. هر بار که از این عطر استفاده میکرد، احساس میکرد که به دنیایی پر از رنگ و زندگی حرکت میکند.