ناموجود
زنی به نام نسیم، با گامهای آرام در میان طوفان زندگیاش، همواره به دنبال لحظاتی از آرامش بود. او در یک روز بهاری، به فروشگاهی در مرکز شهر قدم گذاشت. دنیایی از عطرها و رایحهها در اطرافش میچرخیدند، اما او به دنبال چیزی متفاوت بود. ناگهان چشمش به شیشهای با طراحی ساده و زیبا افتاد؛ عطر اوتور دو موگه اورلان.
با یک حس کنجکاوی، شیشه را برداشت و بوی آن را حس کرد. در همان لحظه اول، نتهای آبیِ بلوبری و بنفشه با اندکی از رایحه ترنج و گاردنیا به مشامش رسیدند. این ترکیب حال و هوای او را تغییر داد، و احساس سبکی همچون بال زدن پروانهای کوچک را درونش زنده کرد.
با اولین اسپری، گلموگه و شکوفهلیمو با همراهی گل مریم و گل آفتابپرست وارد فضای اطرافش شدند. فضایی سرشار از طراوت و حس زندگی نو، او را دربرگرفت. این ترکیب بینظیر، او را به دنیایی از خاطرات بیپایان و نوستالژیهای دوران کودکیاش برد.
در لایهی پایانی، نتهای پایهای چون مشک، زنبق و چوب صندل با اُسمانتوس توانستند ثبات و گرمایی آرامشبخش به عطر ببخشند. نسیم احساس کرد که این ترکیبات، بیش از یک عطر، داستانی از طبیعت و زندگی را برایش روایت میکنند.
اين عطر به گونهای بود که به نسیم، نه تنها یک تجربه حس بویایی، بلکه احساسی از وجود و حضور در طبیعت فرانسه را به ارمغان آورد. او تصمیم گرفت که این عطر نه تنها به همراهَش در زندگی روزمره باشد، بلکه خاطراتش را با هر اسپری دوباره زنده کند. این تجربه، به او یادآوری کرد که چگونه شاید یک عطر بتواند زندگی را رنگینتر کند و لحظاتی ناب و دلنشین را ارائه دهد.
سایر تلفظها: اوتور دو موگه اورلان, اوتور دو موگه اُرلَن, اوتور دو موگه اُرلین, اوتور دو موگه اُرلِین, اوتور دو موگه اُرلان, اوتور دو موگه اُرلَنِه, اوتور دو موگت اورلان, اوتور دو موگت اُرلَن, اوتور دو موگت اُرلین, اوتور دو موگت اُرلِین, اوتور دو موگت اُرلان, اوتور دو موگت اُرلَنِه, آتور دو موگه اورلان, آتور دو موگه اُرلَن, آتور دو موگه اُرلین, آتور دو موگه اُرلِین, آتور دو موگه اُرلان, آتور دو موگه اُرلَنِه, آتور دو موگت اورلان, آتور دو موگت اُرلَن, آتور دو موگت اُرلین, آتور دو موگت اُرلِین, آتور دو موگت اُرلان, آتور دو موگت اُرلَنِه
عالی
خوب
معمولی
بد
افتضاح
دارمش
قبلاً داشتمش
میخوامش
زمستان
بهار
تابستان
پاییز
روز
شب
خیلی ضعیف
ضعیف
متوسط
قوی
خیلی قوی
ضعیف
متوسط
قوی
بسیار قوی