در شرجی شبهای شرقی، وقتی نور ماه بر فراز شهر آرامش میبخشید، زنی با اعتماد به نفس در خیابانهای خلوت قدم میزد. او عطری متفاوت و خاص بر تن داشت؛ عطر بِیْب این رِد المسباح. این عطر همواره همراهی همیشگیاش در همه ماجراجوییها بود.
عطر بِیْب این رِد المسباح با نتهای ابتدایی از گلابی، تمشک، و پرتقال ماندارین آغاز میشود و فضایی شیرین و میوهای در اطراف میافکند. این رایحه ابتدایی، حس شادابی و شوق زندگی را به او تزریق میکرد و هر قدم او را پرانرژیتر میساخت.
او به آرامی وارد کافهای کوچک در محله شد. عطر او همزمان با ورودش، فضایی مرموز و دلنشین در فضا پخش کرد. نتهای میانی شامل یاس، بنفشه و شکوفه پرتقال، حسی از زیباییهای طبیعی و آرامشبخش را به همراه داشت. همه نگاهها را به سمت خود جلب میکرد، بدون اینکه نیازی به کلام باشد.
شب همچنان ادامه داشت و او به مهمانی دوستانهای دعوت شد. در آن جمع صمیمی، نتهای پایه بِیْب این رِد المسباح با چوب صندل، مشک سفید، پرالین و وانیل، خاطرهای گرم و شیرین ایجاد میکرد. این ترکیب هارمونیک از روایح چوبی و وانیلی، مانند یک پتو در شب سرد، احاطهاش میکرد.
عطر بِیْب این رِد المسباح نه تنها یک عطر، بلکه به نوعی هویت او بود. او میدانست که این عطر، از مجموعهی خاص The Discontinued Fragrances است و همین ویژگی به او احساس منحصر به فردی میداد. او با هر بار استفاده از عطر، بخشی از خاطرات شیرین و لحظات به یادماندنی خود را بازسازی میکرد.
این داستان عطریست که هر بار بر تن مینشست، او را به دنیای جدیدی میبرد؛ به دنیای رویاهایش که در قالب رایحههای دلنشین متجلی شده بودند.