ناموجود
در یک صبح دلانگیز پاییزی، وقتی اولین قطرات باران بر شیشههای خانه مینشست، علی تصمیم گرفت تا به سراغ یکی از خاطرات شیرین کودکیاش برود. او به آرامی درب قفسه عطرهایش را باز کرد و به جعبه زیبای عطر دیر جان لاش نگاهی انداخت. این عطر چوبی و آروماتیک او را به دنیای دیگری میبرد. دنیایی که پر از لحظات گرم و پر احساس بود.
علی با اولین اسپری دیر جان لاش، به یاد روزهایی افتاد که در کنار پدرش در جنگلهای سرسبز قدم میزدند. عطر چوب سدر و روغن خسخس، حسی از آرامش و امنیت را به دلش منتقل میکرد. کمی پس از آن، رایحه فلفل گرم و دلنشین وارد صحنه میشد و او را به یاد صبحهای جمعه آرام و بیدغدغه در خانه مادربزرگ میانداخت. هر بار که نسیمی از رایحه قهوه به مشامش میرسید، گویی در کنار شومینه پدربزرگ، کتابی در دست داشت و به داستانهای کودکانهاش گوش میداد.
عطر دیر جان لاش برای علی تنها یک رایحه نبود؛ بلکه پلی بود به گذشتهای شیرین و خاطرهانگیز. او این عطر را به افتخار پدری که هرگز نشناخت برگزید. ترکیب منحصر به فرد این عطر شامل نتهای مرکباتی و سبز بود که حس شادابی و تازگی را به ارمغان میآورد.
به زبان ساده، دیر جان لاش نه تنها عطری بود که با هر اسپری خاطرات دلنشینی را زنده میکرد، بلکه همدمی بود که همیشه با عطر و بوهای جذابش به علی یادآوری میکرد که زیبایی در خاطرات نهفته است. با گسترش این رایحه، علی حس میکرد که در آغوشی گرم و دودی فرو رفته است که هرگز او را رها نمیکند. عطر دیر جان لاش برای علی نه فقط یک رایحه، بلکه یک سفر به گذشته و زمانی پر از عشق و یادآوری بود.
سایر تلفظها: دیر جان لاش, دیر جان لُش, دیر جان لووش, دیر جان لوش, دیر جان لاشِ, دی یر جان لاش, دی یر جان لُش, دی یر جان لووش, دی یر جان لوش, دی یر جان لاشِ, دیر جُان لاش, دیر جُان لُش, دیر جُان لووش, دیر جُان لوش, دیر جُان لاشِ, دی یر جُان لاش, دی یر جُان لُش, دی یر جُان لووش, دی یر جُان لوش, دی یر جُان لاشِ, دِیر جَان لاش, دِیر جَان لُش, دِیر جَان لووش, دِیر جَان لوش, دِیر جَان لاشِ, دی یر ژان لاش, دی یر ژان لُش, دی یر ژان لووش, دی یر ژان لوش, دی یر ژان لاشِ, دیر ژان لاش, دیر ژان لُش, دیر ژان لووش, دیر ژان لوش, دیر ژان لاشِ
عالی
خوب
معمولی
بد
افتضاح
دارمش
قبلاً داشتمش
میخوامش
زمستان
بهار
تابستان
پاییز
روز
شب
خیلی ضعیف
ضعیف
متوسط
قوی
خیلی قوی
ضعیف
متوسط
قوی
بسیار قوی