ناموجود
در یک روز خنک پاییزی، هنگامی که برگهای درختان با نسیم ملایم بهآرامی بر زمین فرود میآمدند، لارا به گذشتهای دور سفر کرد. او به یاد آورد روزی که مادرش عطری مخصوص او طراحی کرده بود، عطری که بوی آن عطر اما، لورا اشلی را تداعی میکرد.
آن روز مادرش با لبخند به او گفت: این عطر را طراحی کردم تا تو را همیشه با خود داشته باشم، چرا که هرگاه این بو را احساس میکنی، به یاد من خواهی بود. این عطر با نتهای سبز آغاز میشد، همچون صبحی تازه در دل طبیعت. ترکیبی از رایحههای ظریف نرولی، رز سفید و گاردنیا که یادآور لحظات شیرین کودکی بود. لارا همچنان این عطر را با خود حمل میکرد، گویی که حافظهای زنده از دوران گذشته است.
عطر اما لورا اشلی با پایهای متشکل از عود، پچولی و کهربای سفید، دستیابی به کمال را میطلبید. در پس این لایهها، رایحه مشک نیز به گوش میرسید، همانند داستانی که پرده از اسرار خود برمیداشت. در سال 2013، برای بزرگداشت شصتمین سالگرد برند لورا اشلی، این عطر بار دیگر با تفسیر جدیدی از توسط آزی گلسر، جان تازهای گرفت.
عطر اما لورا اشلی به گونهای طراحی شده بود که هر قطره از آن معجزهای از طبیعت و هنر را به ارمغان میآورد، همانند لمس لطیف گلبرگهای رز در باغی آرام. این عطر خاص، همچنان به عنوان نمادی از پیوندهای خانوادگی و عشق مادرانه در ذهن لارا باقیمانده بود. هر بار که او اسپریای از این عطر را به خود میزد، حس نزدیکی به مادرش را احساس میکرد، حتی اگر هزاران کیلومتر از او دور بود. برای لارا، این عطر، فراتر از رایحهای خوشبو بود؛ پنجرهای به قلب و خاطرات گذشتهاش بود.
سایر تلفظها: اما لورا اشلی, اما لاورا اشلی, اما لاورا اشلی, اما لورا اَشلی, اما لاورا اَشلی, اِما لورا اشلی, اِما لاورا اشلی, اِما لاورا اشلی, اِما لورا اَشلی, اِما لاورا اَشلی, اِمّا لورا اشلی, اِمّا لاورا اشلی, اِمّا لاورا اشلی, اِمّا لورا اَشلی, اِمّا لاورا اَشلی, اِمَّا لورا اشلی, اِمَّا لاورا اشلی, اِمَّا لاورا اشلی, اِمَّا لورا اَشلی, اِمَّا لاورا اَشلی, ایمّا لورا اشلی, ایمّا لاورا اشلی, ایمّا لاورا اشلی, ایمّا لورا اَشلی, ایمّا لاورا اَشلی
عالی
خوب
معمولی
بد
افتضاح
دارمش
قبلاً داشتمش
میخوامش
زمستان
بهار
تابستان
پاییز
روز
شب
خیلی ضعیف
ضعیف
متوسط
قوی
خیلی قوی
ضعیف
متوسط
قوی
بسیار قوی