ناموجود
در یک روز پاییزی که برگهای رنگارنگ به آرامی روی زمین مینشستند، لیلا با گامهای آرام به سمت پنجره رفت. او عطر گلد بیبی را از روی قفسه برداشت. این عطر با بطری قلبی شکلش که انگار عاشقانههای یک روز طلایی را روایت میکند، همیشه او را شیفته خود میکرد.
لیلا با دقت درپوش عطر گلد بیبی را برداشت و چند قطره از آن را روی مچ دستش پاشید. بوی شیرین کامکوات و فلفل صورتی به همراه توتهای ارس در فضای اتاق پیچید. حس میکرد در میان باغی ازنتهای تازه و شاداب قدم میزند. این عطر، او را به یاد روزهای شیرین دوران نوجوانیاش میانداخت.
پس از گذشت دقایقی، نتهای میانی عطر با گل ارکیده و یاس بر فضای اتاق حاکم شد. لیلا چشمانش را بست و تصور کرد در باغی از گلهای سفید قدم میزند، جایی دور از هیاهوی زندگی شهری. این رایحه ملایم و گلی باعث میشد احساس آرامش بیشتری کند و لحظاتی از روزمرگیهای خود فاصله بگیرد.
در انتها، عطر گلد بیبی با نتهای چوب صندل، اوپوپونکس و کهربا به اوج رسید. بوی چوبی و شیرین این نتها همچون آغوش گرم، او را در بر گرفت و احساسی از اطمینان و قدرت به او بخشید. حالا، لیلا آماده بود تا با اعتماد به نفس روزش را آغاز کند.
عطر گلد بیبی به او حس زنی باهوش، قوی و رمزآلود میداد. زنی که در هر گامی که برمیدارد، جادوی خود را به اطرافیان منتقل میکند. لیلا با یک نفس عمیق، آخرین فانوس طلایی روز را به خانه دعوت کرد و در دل گفت: گلد بیبی، تو جادویی هستی که هر روز مرا به ناشناختهها میبرد.
سایر تلفظها: گلد بیبی, گلد ببه, گلد بیبه, گلد ببهه, گلد بب, گلد بیبی, گلد ببه, گلد بیبه, گلد ببهه, گلد بب, گولد بیبی, گولد ببه, گولد بیبه, گولد ببهه, گولد بب, گولڈ بیبی, گولڈ ببه, گولڈ بیبه, گولڈ ببهه, گولڈ بب, گودل بیبی, گودل ببه, گودل بیبه, گودل ببهه, گودل بب, گولاد بیبی, گولاد ببه, گولاد بیبه, گولاد ببهه, گولاد بب, گلدی بیبی, گلدی ببه, گلدی بیبه, گلدی ببهه, گلدی بب, گولت بیبی, گولت ببه, گولت بیبه, گولت ببهه, گولت بب
عالی
خوب
معمولی
بد
افتضاح
دارمش
قبلاً داشتمش
میخوامش
زمستان
بهار
تابستان
پاییز
روز
شب
خیلی ضعیف
ضعیف
متوسط
قوی
خیلی قوی
ضعیف
متوسط
قوی
بسیار قوی