در یک روز خنک بهاری، نرگس تصمیم گرفت به دنیای عطرها سری بزند و خود را به یک هدیه دلپذیر مهمان کند. وارد فروشگاه عطر شد و با کنجکاوی به دنبال رایحهای خاص گشت که بتواند همزمان حسی لطیف و شگفتانگیز به او ببخشد. در میان قفسهها، بطری زیبایی توجهش را جلب کرد؛ عطر ژوستن بیزه فراگنارد.
نرگس با دقت در پوشش سرزنده این عطر، از خود پرسید: آیا بوی فوقالعادهای هم دارد؟ اندکی تردید کرد، اما کنجکاویاش غلبه کرد و تصمیم به امتحانش گرفت. با اولین اسپری، رایحهی لطیف بنفشه و گلابی، نرمی و شادابی خاصی به فضا بخشید. در عمق قلب این عطر، ترکیبی از توتسیاه و توتفرنگی جنگلی با نُتهای گلدار هماهنگ شده بود که حسی از شیرینی طراوتبخش را به او هدیه داد.
نرگس احساس کرد که بوی پایه این عطر نیز جذابیت خاصی به خود میدهد. رایحههای مشک، وانیل و کهربا، تعادلی دلنشین ایجاد کرده بودند که هر لحظه بیشتر مجذوبش کرد. این ترکیب شگفتانگیز که در سال ۲۰۰۵ معرفی شده بود، به نظر میآمد که برای زنان طراحی شده است تا هر روز زندگیشان را با طراوت و شیرینی به یاد ماندنی کنند.
او به فروشنده گفت: مثل یک بوسهی لطیف است که در روزهای بهار، یادآور لحظههای شیرینی میشود. فروشنده لبخندی زد و گفت: بله، این جادوی عطر ژوستن بیزه فراگنارد است، که به عنوان عطر گلی-میوهای درخشان شناخته میشود.
نرگس با حالتی پر از رضایت، عطر را خرید و از فروشگاه بیرون آمد. او نمیتوانست صبر کند تا لحظات بیشتری با این رایحه زیبا خلق کند و شاید، این بوی خاص، داستانی جدید در زندگیاش آغاز کند. عطر ژوستن بیزه فراگنارد، به واقع تجلی یک بوسهی لطیف بود.