ناموجود
در یک روز زیبای پاییز، هنگامی که خورشید آرام آرام به سمت افق حرکت میکرد، نسیمی ملایم و خنک در باغی سرسبز و پر گل وزیدن گرفت. در کنار این باغ، یک فروشگاه کوچک عطر فروشی با در و پنجرههای چوبی قدیمی قرار داشت. بوی شگفتانگیز گلها و میوهها از داخل فروشگاه به بیرون سرک میکشید و هر رهگذری را وسوسه میکرد تا قدمی به داخل بگذارد.در آن روز خاص، سارا و امیر به دنبال عطری میگشتند که بوی تازگی طبیعت را به آنها هدیه کند. وارد فروشگاه که شدند، با مجموعهای از عطرها مواجه شدند که هر کدام داستانی برای گفتن داشت. در میان این عطرها، چیزی توجه آنها را جلب کرد: عطر لاگون اتنیا. با رایحهای ملایم و دلپذیر، گویی در همان لحظه به ساحلی دورافتاده و آرام سفر کرده بودند.
عطر لاگون اتنیا به خاطر طبع گلی میوهایاش مناسب برای هر دو جنس زن و مرد بود. با اولین اسپری از این عطر، ترکیبی شگفتانگیز از نتهای بالایی ترنج، گلابی، نارگیل و کالون به مشام میرسید که حس تازگی و خنکی را به همراه داشت. در نت میانی، یاس سامباک، پرتقال و گلهای سفید، حس زیبایی و آرامش را دوچندان میکرد.
اما آنچه این عطر را متمایز میساخت، نتهای پایهاش بود: پچولی، چوب صندل، وانیل و سدار. این ترکیب پایانی، حسی گرم و دلنشین را به فرد میبخشید که تا ساعات طولانی با او میماند. عطر لاگون اتنیا به گونهای طراحی شده بود که همهی این احساسات را در قالب یک شیشهٔ زیبا و خاص به شما هدیه دهد.
امیر و سارا هر دو به قفسهی این عطر نزدیکتر شدند و پس از بحثی کوتاه تصمیم گرفتند این عطر بینظیر را با خود به خانه ببرند. آنها مطمئن بودند که عطر لاگون اتنیا همان عطریست که میتواند لحظاتشان را خاطرهانگیزتر کند، همان گونه که روزی از یک باغ زیبا برای همیشه در یادشان باقی میماند.
سایر تلفظها: لاگون اتنیا, لاگون اِتنیا, لاگون اِتنیآ, لاگون اِتنیَه, لاگون اتنیَه, لگون اتنیا, لگون اِتنیا, لگون اِتنیآ, لگون اِتنیَه, لگون اتنیَه, لاگون اتنیا, لاگون اِتنیا, لاگون اِتنیآ, لاگون اِتنیَه, لاگون اتنیَه, لگن اتنیا, لگن اِتنیا, لگن اِتنیآ, لگن اِتنیَه, لگن اتنیَه
عالی
خوب
معمولی
بد
افتضاح
دارمش
قبلاً داشتمش
میخوامش
زمستان
بهار
تابستان
پاییز
روز
شب
خیلی ضعیف
ضعیف
متوسط
قوی
خیلی قوی
ضعیف
متوسط
قوی
بسیار قوی