ناموجود
در تابستان سال ۲۰۱۵، وقتی که آفتاب اصلیترین نقش را در تابش نور گرم و دلپذیرش ایفا میکرد، عطر لوبنا ال ریحاب به بازار معرفی شد. این عطر جادویی توانست به سرعت قلبها را تسخیر کند. لوبنا با گروه بویایی شرقی خود، مناسب برای خانمها و آقایان، همانند یک راز ناشناخته گیرنده بود.
صبحی دلانگیز بود که امیر و لیلا در پارکی سرسبز قدم میزدند. خورشید طلایی به آسمان آبیرنگ سلام میکرد و نسیم خنک گلهای تازهشکفته را نوازش میداد. لیلا عطری را که امیر هدیه داده بود با افتخار زد. با اولین قدم که برمیداشت، نتهای گلی و مرکباتی اولیه عطر لوبنا ال ریحاب در هوا پراکنده شد و هر رهگذری را به خود جذب میکرد.
امیر ایستاد و عمیقاً به عطر فکر کرد. رایحه گلهای سفید و عود که از قلب عطر لوبنا تراوش میکرد، عاشقانهای نهان را بین آنها بیدار میکرد. رایحهای که هر لحظه، حسی از آرامش و شکوه را به او هدیه میداد. لحظهای که در آن، هیچ کلمهای لازم نبود تا احساسات واقعی را بیان کند.
زمانی که خورشید به آرامی غروب میکرد، نوتهای پایانی کهربا، رایحههای گیاهی و چوب سدر وارد میدان شدند. انگار که طبیعت تصمیم گرفته بود آرامش و گرمای خاصی به این دو ارائه دهد. لوبنا ال ریحاب قادر بود حس تعلق و خاطرات زیبا را با عطرش احیا کند و به جاودانگی عشق امید دهد.
لوبنا تنها عطری بود برای فراز و نشیبهای روزمره، بلکه داستانی نهان در دل خود داشت که امیر و لیلا در هر لحظه با آن زندگی میکردند. عطری که توانست لحظات عادی را به تجربهای فراموشنشدنی تبدیل کند. و به همین دلیل، لوبنا ال ریحاب هیچ وقت فقط یک عطر نبود؛ بلکه پلی بود به دنیای احساسات و خاطرات.
سایر تلفظها: لوبنا ال ریحاب, لوبنا ال رحاب, لوبنا ال رهاب, لوبنا ال رہاب, لوبنه ال ریحاب, لوبنه ال رحاب, لوبنه ال رهاب, لوبنه ال رہاب, لُبنا ال ریحاب, لُبنا ال رحاب, لُبنا ال رهاب, لُبنا ال رہاب, لُبنه ال ریحاب, لُبنه ال رحاب, لُبنه ال رهاب, لُبنه ال رہاب, لُبُنا ال ریحاب, لُبُنا ال رحاب, لُبُنا ال رهاب, لُبُنا ال رہاب, لُبُنه ال ریحاب, لُبُنه ال رحاب, لُبُنه ال رهاب, لُبُنه ال رہاب
عالی
خوب
معمولی
بد
افتضاح
دارمش
قبلاً داشتمش
میخوامش
زمستان
بهار
تابستان
پاییز
روز
شب
خیلی ضعیف
ضعیف
متوسط
قوی
خیلی قوی
ضعیف
متوسط
قوی
بسیار قوی