در دل شب، نسیم خنک صحرا نرم نرمک در میان کوچههای قدیمی شهر میگذشت. در گوشهی یکی از این کوچهها، مغازهای کوچک با نام عطرفروشی نیمانی خودنمایی میکرد. نور زرد لامپهای کوچک، چهرهی مغازهدار را روشن میکرد و در آن حجم اتفاقات گذشته، صدای عطرها را به گوش میرساند. امروز، عطری جدید به مجموعه اضافه شده بود. نامش عطر مجنون نیمانی بود.
عباس، یکی از مشتریان همیشگی مغازه، با حال و هوای غریب وارد مغازه شد. او شیفتهی عطرهایی بود که داستانهای کهن را زنده میکردند. صاحب مغازه بطری کوچک این عطر را از روی قفسه برداشته و به عباس نزدیک شد. گفت: این یکی رو امتحان کن! ترکیب منحصربهفردی از روایح چوبی و ادویهای داره.
عباس با کنجکاوی در بطری را باز کرد. در همان آن، گرمای ادویههای تند و روایح چوبی در هم آمیخته و مشامش را پر کردند. عطر مجنون، با ترکیب چرم و عود، رایحهای قدرتمند و مردانه ایجاد کرده بود. بوی کهربا و حیوانی ظریفی که در بستری از ادویههای گرم و قوی شناور میشدند، ترکیبی بینظیر را به وجود آوردند.
پس از چند لحظه، عباس در فضای سحرآمیز این عطر غرق شد. خاطراتی از شبهای پر ستاره و صحرای بیپایان در ذهنش جان گرفت. ناگهان یاد داستان مجنون و لیلی افتاد، عشقی بیپایان که همچون قصهی عطر مجنون نیمانی، همیشه در یادها خواهد ماند.
عباس بطری را به آرامی برگرداند و با نگاهی مطمئن به مغازهدار گفت: این همان چیزی است که میخواهم. عطر مجنون نیمانی دقیقا همان تجربهای است که دنبالش بودم.
روزها گذشت و عطر مجنون نیمانی همچنان در خاطر عباس میماند. عطری که نه فقط یک روایح دلنشین، بلکه قصهای در دل خود داشت. قصهای از عمق صحرا و عشق بیپایان. همین عطر بود که داستانهای دیگری برای گفتن داشت، داستانهایی که هر بار با یک افشاندن دوباره زنده میشدند.
سایر تلفظها: مجنون نیمانی, مجنون نایمانی, مجنون نیمانیی, مجنون نیمنی, مجنون نایمنی, مجنون نایمانیی, مجنون نیامنی, مجنون نایامننی, مجنون نییمنی, مجنون نیمنیی, مجنون نیمانی, مجنون نایمانی, مجنون نیمانیی, مجنون نیمنی, مجنون نایمنی, مجنون نایمانیی, مجنون نیامنی, مجنون نایامننی, مجنون نییمنی, مجنون نیمنیی, مِجنون نیمانی, مِجنون نایمانی, مِجنون نیمانیی, مِجنون نیمنی, مِجنون نایمنی, مِجنون نایمانیی, مِجنون نیامنی, مِجنون نایامننی, مِجنون نییمنی, مِجنون نیمنیی, مَجنون نیمانی, مَجنون نایمانی, مَجنون نیمانیی, مَجنون نیمنی, مَجنون نایمنی, مَجنون نایمانیی, مَجنون نیامنی, مَجنون نایامننی, مَجنون نییمنی, مَجنون نیمنیی, مَجْنون نیمانی, مَجْنون نایمانی, مَجْنون نیمانیی, مَجْنون نیمنی, مَجْنون نایمنی, مَجْنون نایمانیی, مَجْنون نیامنی, مَجْنون نایامننی, مَجْنون نییمنی, مَجْنون نیمنیی, مَجْنُون نیمانی, مَجْنُون نایمانی, مَجْنُون نیمانیی, مَجْنُون نیمنی, مَجْنُون نایمنی, مَجْنُون نایمانیی, مَجْنُون نیامنی, مَجْنُون نایامننی, مَجْنُون نییمنی, مَجْنُون نیمنیی, مَجنُوْن نیمانی, مَجنُوْن نایمانی, مَجنُوْن نیمانیی, مَجنُوْن نیمنی, مَجنُوْن نایمنی, مَجنُوْن نایمانیی, مَجنُوْن نیامنی, مَجنُوْن نایامننی, مَجنُوْن نییمنی, مَجنُوْن نیمنیی
عالی
خوب
معمولی
بد
افتضاح
دارمش
قبلاً داشتمش
میخوامش
زمستان
بهار
تابستان
پاییز
روز
شب
خیلی ضعیف
ضعیف
متوسط
قوی
خیلی قوی
ضعیف
متوسط
قوی
بسیار قوی