ناموجود
داستان ما از یک پسکوچه کوچک و مهآلود شهر قدیمی شروع میشود، جایی که اسرار و رازهای بسیاری در دل خود پنهان کرده است. در یکی از روزهای پاییزی، زنی به نام لیلا پا به این کوچه گذاشت. او در جستجوی عطر خاصی بود، عطری که بوی خوش و ماندگاریاش همگان را مسحور کرده بود.
لیلا به فروشگاه کوچکی رسید که درب چوبی آن با صدای زنگی خوشایند باز شد. هوا با رایحهای گرم و دلنشین پر شده بود. پشت شیشههای براق، عطری به نام عطر میستیکا زینتارس خودنمایی میکرد. همان عطر مشهوری که شنیده بود از سال 1987 همچنان درخشان مانده است.
این عطر داستانی از نتهای شرقی و گلی داشت. لیلا در ذهن خود میتوانست بوی لیمو و سیب تازه را با هر نفس خود حس کند. به دنبال آن، نتهای میانی از چوب صندل و گل مریم او را به باغی پر از گلهای رز و بنفشه برد. وقتی به پایههای عطر رسید، گرمای کهربا و چوب کشمیر همهچیز را تکمیل کرد.
فروشنده با لبخندی گرم نزد لیلا آمد و گفت: این عطر مخصوص بانوان خوشسلیقهای است که به دنبال یک امضای بویایی منحصر به فرد هستند. لیلا بلافاصله تصمیم گرفت این رایحه شگفتانگیز که همچون جادویی هوسانگیز بود را خریداری کند.
از آن روز به بعد، لیلا همیشه با عطر میستیکا زینتارس شناخته میشد، و هرکسی که او را میدید از قدرت جادویی این عطر سخن میگفت. عطر او نه تنها نشانی از زیبایی و جذابیت بود، بلکه داستانی از جنس اصالت را با خود همراه داشت. و اینگونه بود که این عطر به جزء جدانشدنی از زندگی لیلا بدل شد.
سایر تلفظها: میستیکا زینتارس, میستیکا دینتارس, میستیکا جینتارس, میستیکا زینطارس, میستیکا دینطارس, میستیکا جینطارس, میستیک زینتارس, میستیک دینتارس, میستیک جینتارس, میستیک زینطارس, میستیک دینطارس, میستیک جینطارس, مستیکا زینتارس, مستیکا دینتارس, مستیکا جینتارس, مستیکا زینطارس, مستیکا دینطارس, مستیکا جینطارس, مستیک زینتارس, مستیک دینتارس, مستیک جینتارس, مستیک زینطارس, مستیک دینطارس, مستیک جینطارس, میستیکه زینتارس, میستیکه دینتارس, میستیکه جینتارس, میستیکه زینطارس, میستیکه دینطارس, میستیکه جینطارس, مستیکه زینتارس, مستیکه دینتارس, مستیکه جینتارس, مستیکه زینطارس, مستیکه دینطارس, مستیکه جینطارس
عالی
خوب
معمولی
بد
افتضاح
دارمش
قبلاً داشتمش
میخوامش
زمستان
بهار
تابستان
پاییز
روز
شب
خیلی ضعیف
ضعیف
متوسط
قوی
خیلی قوی
ضعیف
متوسط
قوی
بسیار قوی