ناموجود
در دل شهر، گالری کوچکی بود که هرگز بیخبران را از رازهای درون خود آگاه نمیکرد. تنها کسانی که با دقت و شوق به دنبال خاصترینهای جهان بودند، میتوانستند به دنیای عطرهای خارقالعادهاش وارد شوند. یکی از آن عطرهای جادویی، عطر اود مادرا نو مهورا بود که با نام Oudh Madera شناخته میشد.
بعدازظهر یکی از روزهای خنک پاییز، مرد جوانی وارد گالری شد. افکارش از بویادههای زندگی روزمره پیچیده بود و به دنبال چیزی میگشت که کندوی خاطراتش را به لرزه درآورد. گالریدار با لبخند به سوی او آمد و عطر اود مادرا نو مهورا را به او معرفی کرد.
این عطر، خاصیتی داشت که هر کس را با داستانی تازه روبرو میکرد. رایحه ابتداییاش ترکیبی از هل و فلفل صورتی بود که با طراوت و تازگی خود ذهن را به سفری در زمان میبرد. این شروع شگفتانگیز بهسرعت جای خود را به نتهای میانی عود و مشک داد که حسی از عمق و رمز و راز را به همراه داشت. آخرین پرده از این نمایش حسی با ترکیب کهربا، دانهی تونکا و وانیل به اتمام میرسید که حس گرما و آرامش را در دل هر شنوندهای تداعی میکرد.
این عطر فراتر از یک رایحه بود؛ داستانی بود که به زبان بویایی روایت میشد. داستانی از میان بخار چوبهای سوخته و خاکی که با گذر زمان، ابعاد تازهای پیدا میکرد. برای مرد جوان، این عطر همان تجربهای بود که به دنبالش میگشت. روزی که آغازگر ماجرایی جدید در زندگی او شد.
به زودی، عطر اود مادرا نو مهورا به بخشی از زندگی روزانهاش تبدیل شد؛ همنشینی که داستانهایی نو و متفاوت به او میگفت و هر روز او را به سفری دیگر دعوت میکرد. این عطر نه تنها رایحهای مطبوع داشت، بلکه پلی بود به سوی خاطرات و آرزوهایی که خواسته یا ناخواسته در فراموشی محو شده بودند.
سایر تلفظها: اود مادرا نو مهورا, اود مادرا نو محورا, اود مادرا نو مجورا, اود مادرا نو محجورا, اود مادرا نو مهجورا, عود مادرا نو مهورا, عود مادرا نو محورا, عود مادرا نو مجورا, عود مادرا نو محجورا, عود مادرا نو مهجورا, اود مدرا نو مهورا, اود مدرا نو محورا, اود مدرا نو مجورا, اود مدرا نو محجورا, اود مدرا نو مهجورا, عود مدرا نو مهورا, عود مدرا نو محورا, عود مدرا نو مجورا, عود مدرا نو محجورا, عود مدرا نو مهجورا
عالی
خوب
معمولی
بد
افتضاح
دارمش
قبلاً داشتمش
میخوامش
زمستان
بهار
تابستان
پاییز
روز
شب
خیلی ضعیف
ضعیف
متوسط
قوی
خیلی قوی
ضعیف
متوسط
قوی
بسیار قوی