در شهری کوچک و زیبا، زنی به نام مهسا زندگی میکرد؛ زنی که به دنبال چیزی خاص و متفاوت بود. مهسا عاشق عطرها بود و توانایی تشخیص میلیونها بوی مختلف را داشت. او همیشه میگفت، عطرها میتوانند داستانهایی را بازگو کنند که هیچ زبان و کلماتی قادر به بیان آنها نیستند.
یک روز، مهسا به فروشگاهی محلی رفت که مجموعهای منحصر به فرد از عطرها داشت. در حالی که او در میان قفسههای پر زرق و برق قدم میزد، چشمانش به جعبهای زیبا با نامی دلربا افتاد: عطر ریم لویی کاردین. این نام از ابتدا او را مجذوب خود کرد. با دست پاچگی به سمت قفسه رفت و شیشه عطر را در دست گرفت.
ریمی از برند شناخته شده لویی کاردین، گویی بوی بهشتی بود میان باغی از میوههای تازه و شکوفههای لطیف. این عطر به گروه آروماتیک-فروتی تعلق داشت و زنانه بود. وقتی مهسا اولین بار بوی آن را استشمام کرد، حس کرد در میانه ساحلی با گلهای سفید و میوههای تابستانی قدم میزند. این تلفیق میوهای و مشکی، با لطافت بادامی و پودری، جلوهای از لطافت و زنانگی را به تصویر میکشید که مهسا همیشه در جستجوی آن بود.
مهسا که تا آن روز هیچ عطری به این زیبایی ندیده بود، تصمیم گرفت عطر ریم لویی کاردین را به مجموعهاش اضافه کند. این عطر نه تنها بویی دلپذیر به او میبخشید، بلکه هر بار که آن را استفاده میکرد احساس اعتماد به نفس بیشتری میکرد. او باور داشت که هر شیشه عطر، مانند کتابی داستانی است که داستانهای جدیدی از زندگی افراد میگوید.
در هر مجلسی، دوستان مهسا عطر او را تحسین میکردند و میپرسیدند نام این شاهکار چیست. مهسا لبخند میزد و در جواب میگفت: عطری از جنس رویا، عطر ریم لویی کاردین. و به این شکل، این عطر بخشی از داستان زندگی مهسا شد؛ داستانی که هرگز پایان نمییافت.
سایر تلفظها: ریم لویی کاردین, ریم لوییس کاردین, ریم لوئی کاردین, ریم لوئیز کاردین, ریمه لویی کاردین, ریمه لوییس کاردین, ریمه لوئی کاردین, ریمه لوئیز کاردین, ریˈم لویی کاردین, ریˈم لوییس کاردین, ریˈم لوئی کاردین, ریˈم لوئیز کاردین, رهˈم لویی کاردین, رهˈم لوییس کاردین, رهˈم لوئی کاردین, رهˈم لوئیز کاردین, رئم لویی کاردین, رئم لوییس کاردین, رئم لوئی کاردین, رئم لوئیز کاردین
عالی
خوب
معمولی
بد
افتضاح
دارمش
قبلاً داشتمش
میخوامش
زمستان
بهار
تابستان
پاییز
روز
شب
خیلی ضعیف
ضعیف
متوسط
قوی
خیلی قوی
ضعیف
متوسط
قوی
بسیار قوی