ناموجود
در یک صبح زیبای بهاری، نسترن تصمیم گرفت برای خودش هدیهای کوچک بخرد. او وارد فروشگاهی در مرکز شهر شد که به خاطر مجموعه بینهایت شگفتانگیز عطرهایش معروف بود. در بین قفسهها گشت و از هر عطر یک رایحهای استشمام کرد. اما چیزی که توجه او را به خود جلب کرد، شیشه کریستالی بود که برچسب عطر روزامور له شاتلارد روی آن خودنمایی میکرد.
عطر روزامور له شاتلارد، با ترکیبی از رایحههای گلهای تازه باز شده، نسیمی لذتبخش و دلنشین را به مشام میرساند. میتوانست حس کند که این عطر چگونه او را در هر لحظه از روز همراهی میکند و طراوت و شادابی گلهای سرخ را با خود به ارمغان میآورد. برند له شاتلارد 1802، با ساخت محصولات خود در کارگاههای سنتی سن-اوبان-سور-لووز، تجربهای متفاوت ارائه میدهد.
هر قطره از این عطر، دنیایی از لطافت و جذابیت به ارمغان میآورد. نسترن احساس کرد که این عطر میتواند انتخابی مناسب برای هر دو جنس، زنان و مردان باشد. او تصمیم گرفت که این هدیه بهاری را به خودش بدهد و از رایحهاش لذت ببرد. عطر روزامور له شاتلارد، با ترکیب ابتکاری از رایحههای گلی، نه تنها نشانهای از فریبندگی است بلکه حس و حالی از روزهای گرم و مطبوع بهاری را نیز تداعی میکند.
لحظهای که نسترن درب شیشه عطر را باز کرد، گویا در باغی پر از گلهای سرخ غرق شد. او احساس کرد که این عطر، حکایتی بیپایان از عشق و یادآوری لحظههای خوش زندگی است. عطر روزامور له شاتلارد، نه تنها عطری برای بویایی، بلکه سفری به دنیای رویاهاست. این دقیقا همان چیزی بود که نسترن به دنبالش بود: عطری که جزئی از شخصیت او شود و همواره همراهش باشد. این انتخاب، لحظهای از رفع خستگی و کشف زیباییهای کوچک زندگی بود.
سایر تلفظها: روزامور له شاتلارد, روزامور لو شاتلارد, روزامور له شتلارد, روزامور لو شتلارد, روزامور له شتلارد هزار و هشتصد و دو, روزامور لو شاتلارد هزار و هشتصد و دو, روزامور له شاتلارد هجده صفر دو, روزامور لو شاتلارد هجده صفر دو, رُزآمور له شاتلارد, رُزآمور لو شاتلارد, رُزآمور له شتلارد, رُزآمور لو شتلارد, رُزآمور له شتلارد هزار و هشتصد و دو, رُزآمور لو شاتلارد هزار و هشتصد و دو, رُزآمور له شاتلارد هجده صفر دو, رُزآمور لو شاتلارد هجده صفر دو, رُزامور له شاتلارد, رُزامور لو شاتلارد, رُزامور له شتلارد, رُزامور لو شتلارد, رُزامور له شتلارد هزار و هشتصد و دو, رُزامور لو شاتلارد هزار و هشتصد و دو, رُزامور له شاتلارد هجده صفر دو, رُزامور لو شاتلارد هجده صفر دو, روزَمور له شاتلارد, روزَمور لو شاتلارد, روزَمور له شتلارد, روزَمور لو شتلارد, روزَمور له شتلارد هزار و هشتصد و دو, روزَمور لو شاتلارد هزار و هشتصد و دو, روزَمور له شاتلارد هجده صفر دو, روزَمور لو شاتلارد هجده صفر دو, رُزامور له شاتلارد, رُزامور لو شاتلارد, رُزامور له شتلارد, رُزامور لو شتلارد, رُزامور له شتلارد هزار و هشتصد و دو, رُزامور لو شاتلارد هزار و هشتصد و دو, رُزامور له شاتلارد هجده صفر دو, رُزامور لو شاتلارد هجده صفر دو, رُزَمور له شاتلارد, رُزَمور لو شاتلارد, رُزَمور له شتلارد, رُزَمور لو شتلارد, رُزَمور له شتلارد هزار و هشتصد و دو, رُزَمور لو شاتلارد هزار و هشتصد و دو, رُزَمور له شاتلارد هجده صفر دو, رُزَمور لو شاتلارد هجده صفر دو, رُزومور له شاتلارد, رُزومور لو شاتلارد, رُزومور له شتلارد, رُزومور لو شتلارد, رُزومور له شتلارد هزار و هشتصد و دو, رُزومور لو شاتلارد هزار و هشتصد و دو, رُزومور له شاتلارد هجده صفر دو, رُزومور لو شاتلارد هجده صفر دو, روزومور له شاتلارد, روزومور لو شاتلارد, روزومور له شتلارد, روزومور لو شتلارد, روزومور له شتلارد هزار و هشتصد و دو, روزومور لو شاتلارد هزار و هشتصد و دو, روزومور له شاتلارد هجده صفر دو, روزومور لو شاتلارد هجده صفر دو