در یک روز سرد پاییزی، شهاب به سمت فروشگاه معروف عطرفروشی شهر رفت. هوای پاییزی با نوازش نسیم ملایم درختان برگریزان را همراهی میکرد. شهاب به دنبال عطری خاص بود، عطری که بتواند با خاطرات گذشتهاش پیوند بخورد و او را به دنیایی دیگر بکشاند.
وقتی وارد فروشگاه شد، تنوع بویها و رنگها او را شگفتزده کرد. با نگاهی دقیق، به قفسهای رسید که نام عطر سِیکرِد لویی کاردین روی آن نقش بسته بود. این نام برایش آشنا بود. از دوستانش شنیده بود که این عطر یکی از منحصر به فردترین تجربهها در دنیای عطرهاست.
شهاب بطری طلایی و زیبا را برداشت و به آرامی اسپری کرد. بوی وانیلا و کارامل دلانگیز آرامشی عجیب در او ایجاد کرد. احساس گرمایی دلپذیر وجودش را فرا گرفت. حس میکرد در باغی پر از گلهای خوشبو قدم میزند. ویژگیهای پودری و ادویهای عطر همراه با لمسی از شکلات، او را به دنیایی دیگر برد.
وقتی به توصیفهای دیگران درباره اين عطر فکر میکرد، متوجه شد که چرا این عطر گرانبها و مورد علاقۀ بسیاری است. رایحهای است که میتواند خاطراتی شیرین و لحظاتی فراموشنشدنی را زنده کند. اما او به خوبی میدانست که این ترکیب منحصربهفرد شاید به دل همه ننشیند، و هر پوستی با آن درخشش همیشگی را نشان نمیدهد.
با این حال، شهاب با خودش گفت که این عطر، همان چیزی است که دنبالش بوده است. حالا عطر سِیکرِد لویی کاردین نه فقط عطری در قفسههای مغازه بود، بلکه بخشی از زندگی و خاطراتش شد. او با رضایت کامل به سمت خانه حرکت کرد، در حالی که بوی خوش این عطر در همراهیاش بود. این رایحه نه تنها بوی خوشايندی داشت، بلکه داستانی بیپایان را روایت میکرد که همیشه برایش تازگی داشت.
سایر تلفظها: سِیکرِد لویی کاردین, سِیکرِد لوئیس کاردین, سِیکرِد لوییس کاردین, سِیکرِد لوی کاردین, سَیکرِد لویی کاردین, سَیکرِد لوئیس کاردین, سَیکرِد لوییس کاردین, سَیکرِد لوی کاردین, سِکرد لویی کاردین, سِکرد لوئیس کاردین, سِکرد لوییس کاردین, سِکرد لوی کاردین, سَکرد لویی کاردین, سَکرد لوئیس کاردین, سَکرد لوییس کاردین, سَکرد لوی کاردین
عالی
خوب
معمولی
بد
افتضاح
دارمش
قبلاً داشتمش
میخوامش
زمستان
بهار
تابستان
پاییز
روز
شب
خیلی ضعیف
ضعیف
متوسط
قوی
خیلی قوی
ضعیف
متوسط
قوی
بسیار قوی