روزی روزگاری در شهری کوچک، در گلیمی از گلهای سفید و عطرهای منحصر به فرد، داستانی از عطر سلما الحرمین پرفیوم آغاز شد. عطرهای این خانه عطرفروشی به زیبایی از دل طبیعت ایده گرفته بودند و هر قطره از آن ها گویی هزاران واژه نگفته را بازگو میکرد.
سلما، نام عطری بود که در این شهر کوچک طنینانداز شد. عطر سلما الحرمین پرفیوم از بین هزاران رایحه، با بویی شرقی و گلی شناخته میشود. عطر سلما با طبیعت خود توانسته بود دلهای بسیاری را به وجد بیاورد - چه آنان که از قلب گلهای سفید برمیخواستند، چه آنانی که از میان رایحههای گرم مشک و کهربا سرچشمه میگرفتند.
این عطر، هم برای زنان و هم مردان طراحی شده بود و این ویژگی منحصر به فردش بود که همه را به سوی خود جلب میکرد. هیچ چیز جذابتر از هماهنگی بینظیر گل مریم با روایح گلهای سفید و جنسینگ نیامده بود. در بین روزمرگیها، هر بار که درب شیشه سلما الحرمین پرفیوم باز میشد، جریانی از انرژی و زیبایی در فضا میپیچید.
شهروندان اگرچه بسیار اهل سفر و ماجراجویی نبودند، اما با هر استشمام عطر سلما، در سفری به دنیای دیگر غرق میشدند. یادآور گلهای تازه چیده شده از باغهای بهاری بود و نغمهای از عشق و رغبت در آن نهفته بود.
اما چیزی که این عطر را متمایز میکرد، تواناییاش در ایجاد حس آرامش و اطمینان بود، حسی که همچون آغوش گرم یک دوست قدیمی، هرگز فراموش نمیشد. و اینگونه بود که عطر سلما الحرمین پرفیوم در دل و جان ساکنان آنجا جا خوش کرد. هر کسی که از کنار عطرفروشی شهر عبور میکرد، حسی بود که جهان را با عطر سلما میپدید آورد و شهر را به یادبود بیپایان زیباییها تبدیل میکرد.