روزگاری در شهری کوچک، گالری عطری وجود داشت که با انتخابهای نادر و منحصر به فردش شهره بود. فرماندار که صاحبی جوان و خیالپرداز داشت، هر روز نمونههای متفاوتی از عطرهای خاص دنیا را شکار میکرد. یک روز بارانی، ویترین گالری با یک عطر جدید و مرموز به نام عطر تابیت عطار تیزیانا ترنزی درخشید.
این عطر با روایح گلی میوهای خود هوای گالری را با رایحهای دلنواز پر کرد. نتهای آغازین ترنج و نتهای سبز، با ظرافت و درخشندگی حسی از تازگی و شادابی به فضا بخشیدند. هرکس وارد میشد، شگفتی و جذابیت این عطر را احساس میکرد. سپس، نتهای میانی از هلو، رایحههای گلی، شن و نارگیل همچون نسیمی از نسیمهای جنوبی در میان مردم پیچیدند.
در این میان، مشتریان گالری به داستان عطر تابیت عطار تیزیانا ترنزی جذب شده و با هر باری که عطر را امتحان میکردند، به سفر در دنیای خیال فرو میرفتند. ترکیب نتهای پایهای شیرین، مشک، عنبر، چوبی و وانیل هالهای گرم و دلنشین به محیط میبخشید. هررایحه به دقت توسط عقل کمال طلبی مانند پائولو ترنزی طراحی شده بود و همگان را مجذوب خود میکرد.
این عطر بخشی از کلکسیون Luna Star Attar بود و هر بار که شخصی تنها چند قطره از آن را استفاده میکرد، به ستارهای درخشان در شبهای مهتابی تبدیل میشد. برای زنان و مردانی که دنبال تجربهای واحد بودند، این عطر همچون پلی به دنیای خیال و واقعیت محسوب میشد.
سپیدی صبحگاهی و زنگهای بهاری در هم میآمیزند و عطر تابیت عطار تیزیانا ترنزی همچنان در ذهن همگان میدرخشد. جدید و کهنه در کنار هم قرار گرفته و افسانهای از زیبایی ماندگار خلق میشود. هرکسی که به گالری میرفت، نمیتوانست از خرید این عطر منحصر به فرد و شگفتانگیز چشمپوشی کند.