در یک عصری پاییزی در مرکز شهر، آقای شایان با دوستان قدیمیاش در یک کافهی دنج نشسته بود. صدای آرام موسیقی و خشخش برگهای پاییزی، فضایی دلنشین خلق کرده بود. نیمنگاهی به پشت ویترین فروشگاهها انداخت و ناگهان بطری عطر اُومو جیزادا چشمش را گرفت.
کنجکاوی به او غلبه کرد و از کافه بیرون آمد. به سمت فروشگاه قدم برداشت. در حالی که دستگیره در را لمس میکرد، بوی خوشایند عطر اُومو جیزادا او را در بر گرفت. ترکیبی شگفتانگیز از عطر لیموی ایتالیایی و زردآلو خشک در هوا پیچیده بود. وارد شد و با احترام به پیشخوان نزدیک شد.
فروشنده با لبخندی گرم، او را به بخش عطرها راهنمایی کرد. شایان، بطری اُومو را برداشت و با دقت آن را باز کرد. اولین اسپری را که زد، رایحهای دلنشین از چوب سدروس و یاس بر او ظاهر شد. نتهای میانی عطر، با ترکیبی از گل رز و عسل، احساسی از شکوه و ظرافت به وجود آورده بود.
پس از چند لحظه، نتهای پایه آشکار شدند. ترکیبی لطیف و عمیق از عنبر و چرم جیر، همراه با عود و پاتچولی، فضایی گرم و دلنشین به وجود آوردند. شایان حس کرد که این رایحه میتواند امضای همیشگیاش باشد. بوی دلنشین وانیل، پایان بخش این تجربه عطری بود.
برای شایان، اُومو جیزادا تنها یک عطر نبود، بلکه یک خاطره زنده و گرم از روزی زیبا در پاییز بود. او تصمیم گرفت این عطر را همراه خود نماید، تا هر بار که از آن استفاده میکند، حس همان روز دلنشین به نزد او بازگردد.عطر اُومو جیزادا، سفری در عطرها که هرگز فراموش نخواهد شد.