در یک شب بهاری، آلیسیا دست خود را بر روی درب شیشهای فروشگاه عطر گذاشت. با نفس عمیق وارد شد و همانطور که فضا را با نگاه دقیق و موشکافانه جستوجو میکرد، عطر جسپر کونران دو جسپر کنران توجهاش را جلب کرد. بطری جذاب و شفاف آن همانند جلایی از نور ماه بود که بر روی میز چیده شده بود.
نزدیک شد و بطری را به آرامی برداشت. نتهای ابتدایی لیمو و وربنا و رایحهی ریحان او را به باغی پر از طراوت و تازگی دعوت میکردند. تصور فوارهای از مرکبات و تازگی، نیروبخش و سرزنده بود. این آغاز سفر او با عطر جسپر کونران دو جسپر کنران بود.
با گذشت زمان و با محو شدن ابتداییترین نتها، نتهای میانی گل بیدمشک و پرتقال ماندارین و یاسمن به صحنه آمدند. رایحه گلها همانند رقصی از رنگها و احساسات، فضایی از لطافت و عشق را به محیط افزودند. احساس کرد که در میان تپههای پر از گلهای وحشی قدم میزند و هر گامش برگی تازه از این سفر عطری را رقم میزند.
در پایان، نتهای پایه شامل گل صدتومانی، وتیور و مشک، به زیبایی با یکدیگر ترکیب شدهاند. احساسی از زمین را به او میبخشیدند، محکم و در عین حال ملایم و دلپذیر. این توازن و هماهنگی نفسگیر بود. حس آرامش و اطمینانی که این ترکیب به او میداد، بیهمتا بود.
برای آلیسیا، عطر جسپر کونران دو جسپر کنران تنها یک رایحه نبود. این عطر داستانی بود که با هر اسپری جدید صفحات جدیدی را باز میکرد. همانطور که از فروشگاه خارج شد با خود اندیشید که بار دیگر این رایحه جادویی را تجربه خواهد کرد. در آن لحظه، عطر جسپر کونران دو جسپر کنران تبدیل به بخشی از زندگی او شده بود. بخشی که همواره او را به دنیای رویاها و طبیعت بازمیگرداند.