در یک روز آفتابی، وقتی نسیم ملایمی در باغ میوزید، مردی به نام آرش تصمیم گرفت هدیهای خاص برای محبوبش تهیه کند. او میخواست هدیهای انتخاب کند که حکایت از عشق عمیق او داشته باشد. به دنیای هزار و یک شب عطرها قدم گذاشت و با عطر له سومپتئو نجمه آشنا شد.
این عطر داستانی بیهمتا داشت. لحظهای که بطری را باز کرد، بویی همچون طلای خالص آزاد شد. نتهای آغازین زعفران و شکوفه نارنج، با طراوت و شادابی، به مشام میرسید. این همان بویی بود که آرش به دنبالش میگشت. در قلب این عطر، رایحههای گل رز قرمز، یاسمن و زنبق به آرامی با چرم و چوب رز پالیسندر مخلوط میشدند. احساسی از گرما و عشق به او دست داد.
آرش به خود میگفت: «این هدیهای است که محبوبم را درخشان میکند.» نتهای پایه شامل چوب صندل و عود، با نتهای کهربا و وانیل ترکیب شده بود. این ترکیب از نظر آرش همانند جواهری از جنس طلای خالص بود.
با هر بار استفاده از اين عطر ، انگار که خاطرهای تازه در ذهن او شکل میگرفت. این عطر نه تنها برای زنان بلکه برای مردان نیز خلق شده بود. جذابیتش، همگام با نوتهای تند و گرم دارچین و چرم برجسته میشد. هیچ چیزی بیشتر از این نمیتوانست عاشقانه و متعهدانه باشد.
سرانجام، آرش عطر را بستهبندی کرد و با لبخندی آرام به سمت خانه حرکت کرد. او میدانست عطر له سومپتئو نجمه تنها عطری برای خوشبو شدن نیست؛ بلکه نمادی از عشقی است که میان او و محبوبش جوانه زده بود. عطر در دستانش، همانند شمش طلا میدرخشید و او را به آیندهای روشن و معطر دعوت میکرد.