یاسمین دلبربا، خورشید رنگ و بویی دیگر به روزهای زندگیاش میبخشد. او همچون رایحهای ناشناخته، همواره در جستجوی ظرافتی متفاوت بود. در سفری به پاریس، در خیابانهایی پر از داستانهای دیرین، وارد مغازهای قدیمی شد. عطرفروشی کهن با شیشههای براق و شفافش، همانجا였 osé بود که نگاه یاسمین را ربود.
فروشنده با لبخندی مرموز، شیشهای را به او نشان داد: عطر د بویچینگ یاسمین پنهالیگونز. یاسمین نام آشنا را شنید و کنجکاویاش برانگیخته شد. نوتهای اولیه عطر، کارداموم و قهوه، همچون بادی آرام، حواسش را تسخیر کردند. قلب عطر با یاسمن سامباک و صمغ، وارد صحنه شد و او را به دنیایی از رویاهای شرقی کشاند.
پایههای عطر، وانیل تاهیتی و عود لائوسی، تعادلی دلنشین و گرم به ارمغان آوردند و لحظهها را به خاطراتی جاوادان تبدیل کردند. د بویچینگ یاسمین پنهالیگونز با مجموعهی منحصر بهفرد Portraits برجسته شده بود، وهر رایحهاش همچون شخصیتی داستانی، قصهای را بازگو میکرد.
عطر د بویچینگ یاسمین پنهالیگونز با ترکیبی از شیرینی، دود و چوب، احساسی جادویی در فصول سرد سال میآفرید. اما با همه جذابیتهایش، پارادوکسهایی نیز در بر داشت؛ برخی آن را قیمتبر و اندکی شیرین میدانستند. ولی یاسمین، با هر بار استنشاق رایحهاش، خود را مهمان دنیایی متفاوت میدید و این چیزی بود که او را همیشه به سوی این عطر جادویی میکشاند.
سفر او به پاریس با کشف رازهای این عطر پایانی دیگر داشت؛ اما یاسمین حالا میدانست که همواره خود را با جادویی که د بویچینگ یاسمین پنهالیگونز به همراه داشت، نزدیکتر احساس خواهد کرد. تجربهای که ماندگار بود و او را به دنیای جدیدی از عطرها وارد کرد.